...و اوست آفریننده قلم

بسم الله الرحمن الرحیم 

از سر هوای نفس نیامده ام ... برای خودستایی نمی نویسم ... نداشته هایم را جار نمی زنم ....  ادعای کامل بودن ندارم ...  

نیامده ام که بگویم از کسی بیشتر می فهمم . نیامده  ام که بگویم فکر خود را وانهید تا من بجایتان فکر کنم و بجایتان حرف بسازم تا طوطی وار آن را تکرار کنید .

 

 آمده ام بگویم  بیایید  تا خود بیاندیشیم تا حق را بواسطه رسول درونی ( عقل) بیابیم  نه آنکه هر موجودی که ذره ای از حق درونش یافتیم  را ملاک حق دانیم و بر آن بیاویزم .

ای برادر تو همه اندیشه ای       ما بقی خود استخوان و ریشه ای 

 

 آمده ام تا آنچه بدان رسیدم را ثبت کنم تا اول شاید تذکری برای خودم باشد چرا که انسان آفریده فراموشکار خداست .
و دوم چون نامه اعمال بر گردنم آویخته باشد تا همانند افراد بی هویت هر لحظه ای و با هر بادی به هر سویی نیاویزم.

و سوم شاید باری از دوش کسی بردارم تا راه آزموده من دوباره آزموده نگردد .

 

آمده ام با یک سلام . سلام در معنای واقعی اش ... یعنی سلامتی روح و جان. شاید که این سلام باعث شود تا باطلی را درون فکر کسی نکنم و اگر خدا خواست کلمه حقی هم بگویم.

سخن بسیار است  اگر عمری بود و قسمت  ....

 

در بند آن نیم که دشنام یا دعاست       یادش به خیر آنکه ز ما یاد می کند 

/ 1 نظر / 7 بازدید
رضا

بد نبود